تالار گفتگوی میکرو رایانه - مشاهده موضوع - metaphor
مشاهده پست های بی پاسخ | مشاهده موضوعهای فعال تاریخ امروز شنبه 15 دسامبر, 2018 6:23 am



پاسخ به موضوع  [ 2 پست ] 
 metaphor 
نویسنده پیام

عضو: شنبه 02 می, 2009 3:48 pm
پست ها: 2
پست metaphor
با سلام و خسته نباشید من دانشجوی مقطع کاردانی رشته نرم افزار هستم من میخاستم ببینم که metaphor چیه و چرا در مدیا پلیر علامت پلی به آن شکل است چرا به شکل دیگری نیست یا علامتهای دیگر مثل توقف
ممنون میشم مرا راهنمایی کنید
ایمیل من :myazdanbakhsh@yahoo.com


شنبه 02 می, 2009 6:40 pm
مشخصات شخصی
آواتار کاربر

عضو: شنبه 08 دسامبر, 2007 9:11 pm
پست ها: 119
پست Re: metaphor
«Metaphor » یعنی « استعاره » در فرهنگ رایانه، کاربر (به انگلیسی: User) کسی است که با یک سیستم - اعم از سخت‌افزار یا نرم‌افزار - تعامل دارد و از آن استفاده می‌کند. اکثر اوقات، کاربر انسان است. مثلا می گوییم واژهٔ کاربر، استعاره‌ای‌ (Metaphor) است که بین افرادی که در پیاده‌سازی سیستم مشارکت داشته‌اند (مانند برنامه‌نویسان)، و استفاده‌کنندگان واقعی از آن (مانند اپراتورها)، تمایز ایجاد می‌کند. گاهی برای تأکید، از اصطلاحاتی مانند کاربر نهایی (End-user) یا کاربر نابرنامه‌ساز (Non-programmer User) هم استفاده می‌شود.

هر سیستم می‌تواند یک یا چند نوع کاربر داشته باشد؛ برای نمونه تالار گفتگوی میکرورایانه سه نوع کاربر وجود دارد: مدیران و ناظران، نویسندگان مطالب و بازدیدکنندگان.

ریشه شناسی کلمه :
در اصل کلمه ی Metaphor کلمه ای یونانی بود که معنای آن « انتقال » است . ریشه شناسی یونانی این واژه به این صورت است که meta به معنای « یک تغییر » و pherein به مفهوم « حاوی بودن یا حمل کردن » است . در یونانی مدرن کلمه ی Metaphor به معنی نقل و انتقال است .


در تحلیل ادبیاتیِ یک استعاره ( از واژه ی یونانی metapherin ) باید گفت که یکی از صنایع بدیعی است که به این صورت تعریف می شود :


" قیاس بین دو یا شمار بیش تری از چیزهایی که به ظاهر نامربوط هستند . "


در ساده ترین مورد ، استعاره شکل زیر را دارد :


" ] اولین چیز [ هست ] دومین چیز [ . "


در شکل عمومی تر ، یک استعاره اولین شیئ را به صورت بودن یا معادل دومین شیئ به لحاظ بعضی از خصلت ها می شناساند . بنابراین اولین شیئ می تواند به صورت موجز شناسانده شود چون ویژگی های تلویحی و عیان از شیئ دوم ، برای بیش تر کردن توضیح شیئ اول به کار می رود .


این ابزار برای استفاده در ادبیات به ویژه در شعر شناخته شده شده است . در مواردی که با واژه های اندکی ، احساسات و تداعی ها از یک متن به اشیاء و مواردی در متنی متفاوت پیوند می خورند .


در تئوری سخنوری یا صنایع بدیعی ، استعاره عمومن این گونه مورد نظر قرار می گیرد که همسان پنداری صریح روابط است و تاثیرگذارتر و بی محابا تر از یک قیاس تشبیهی است ، گر چه این دو نوع از تکنیک های Trope صنایع بدیعی خیلی شبیه هم اند و اغلب موجب اشتباه می شوند .


یکی از ویژگی های متمایزکننده این ست که بی محابایی یک استعاره ، ساختار مقوله ی زیربنایی را مورد سوال قرار می دهد در حالی که در یک قیاس تشبیهی ، تفاوت های نسبی بین مقوله ها بارز و معلوم باقی می ماند .


به همین گونه ، استعاره ها از دیگر مفاهیم بدیعی مرتبط مانند دگرنامی(metonymy) ، سینکدوکی (synecdoche) ، تشبیه(simile) ، کنایه (allegory) و تمثیل (parable) متمایز می شود .


بخش های یک استعاره :


بنا به گفته ی آی. اِی. ریچاردز I. A. Richards در کتاب فلسفه ی صنایع بدیعی (1936) استعاره شامل دو بخش زیر است :


نهاد (tenor) - شیئ است که به آن ویژگی ها نسبت داده می شود .


بیانگر ( vehicle) - شیئ است که از آن ویژگی ها به عاریه گرفته می شوند .


All the world's a stage,


And all the men and women merely players;


They have their exits and their entrances; - (William Shakespeare, As You Like It, 2/7)


" تمام جهان صحنه ی نمایش است ،


و تمام مردان و زنان تنها بازیگران اند ؛


بیرون رفتن و به صحنه آمدن ِ خودشان را دارند ؛ "


این نقل قول معروف مثال خوبی برای استعاره ست . در این مثال « جهان » با « صحنه ی نمایش » مقایسه می شود ، منظور در این جا شناساندن جهان ، با سخن گفتن از ویژگی های شناخته شده ی صحنه ی نمایش است . در این مورد ، « جهان » ، نهاد است و « صحنه ی نمایش » ، بیانگر .


« مردان و زنان » ، نهاد دوم اند و « بازیگران » ، بیانگرِ این نهاد دوم .


استعاره گاهی اوقات از نظر انگیزه (Ground)و گسترش پذیری (Tension) تحلیل می شود . انگیزه شامل مشابهت ها ی بین نهاد و بیانگر است . گسترش پذیری استعاره شامل نامشابهت ها بین نهاد و بیانگر است .


در مثال بالا ، پایه از روی سطر سوم توضیح داده می شود : " همه ی آن ها بیرون رفتن و به صحنه آمدنِ خودشان را دارند " .


در این نمایشنامه ، شکسپیر این استعاره را تا بیست سطر بعدی ادامه می دهد - که آن را مثالی خوبی برای استعاره ی گسترش یافته می سازد .


عبارت های مربوط به « نهاد » و « گزاره » در واژه شناسی جرج لاکوف George Lakoff ، به صورت « هدف » و « منشا » هستند . در این نامگذاری ، استعاره ها با استفاده از قاعده ی زیر نامگذاری می شوند :


] هدف [ هست ] منشا [ .


در این نشانه گذاری مثال آورده شده در بالا از شکسپیر به صورت " نوع بشر هست تئاتر " ، بیان می شود .


انواع یک استعاره :


در زیر انواع استعاره هایی که با عمومیت بیش تری شناخته شده اند می آید .


1 ) استعاره ی گسترده ( استعاره ی بعید )


Extended metaphor


این استعاره یک شئ اصلی را با چندین شئ فرعی ، قیاس آغاز می کند . نقل قول بالا از شکسپیر مثال خوبی است . جهان به صورت یک نمایش نمایانده می شود و سپس مردان و زنان اشیاء فرعی هستند که در همان متن بیش تر توصیف می شوند .


تشبیه حماسی یا تشبیه هومری (Homeric simile) استعاره ی گسترده ای است که دارای تفصیلاتی درباره ی بیانگری است که این توضیحات در واقع جهت نیت استعاری لازم نیست . این امر می تواند به قطعه های فکاهی گسترش یابد . مثلن :


"This is a crisis. A large crisis. In fact, if you've got a moment, it's a twelve-storey crisis with a magnificent entrance hall, carpeting throughout, 24-hour porterage and an enormous sign on the roof saying 'This Is a Large Crisis.'" (Black Adder)


2 ) استعاره ی ناهمگون :


Mixed metaphor


استعاره ای است که در طی یک تصویر به هویتی ناهمخوان با هویت آغازین تغییر می کند . مثلن :


"He stepped up to the plate and grabbed the bull by the horns"


" او به جام مسابقه نزدیک شد و شاخ گاو را به زور گرفت " ، در این جا دو استعاره ی رایج در آفرینش یک تصویر بی معنی موجب سردرگمی می شوند .


3 ) استعاره ی بی جان :


Dead metaphor


استعاره ای است که در آن مفهوم یک ایماژِ منتقل شده ، موجود نیست . مثلن :


"to grasp a concept."


" به چنگ آوردن یک مفهوم . "


یا :


"to gather you've understood."


" فهمیده ای که برسی " ( رسیدن مانند رسیدن میوه )


هر دوی این عبارت ها از یک کنش فیزیکی به عنوان یک استعاره برای فهمیدن ( که خودش یک استعاره است ) استفاده می کنند اما در هیچ کدام از این موارد گوینده گان انگلیسی در واقع کنش فیزیکی را تصویر نمی کنند .


استعاره های بی جان از روی معنی ، به طور معمول مورد توجه قرار نمی گیرند . بعضی تمایز قائل می شوند بین « استعاره ی بی جان » که بیش تر گوینده گان از منشا آن کاملن ناآگاه اند ( مثل " فهمیدن " که به این مفهوم است که مفهومی را درک کردن ) و یک استعاره ی نهفته (dormant metaphor) که مردم از ویژگی استعاری آن آگاه اند اما ندرتن درباره ی آن فکر می کنند ( مثل " شکستن یخ" ) . اما دیگران از استعاره ی بی جان هم برای این مفاهیم و هم به صورت عمومی تر به عنوان وسیله ای برای نمایاندن کلیشه ی استعاری استفاده می کنند .


4 ) استعاره ی سینکدوکی


Synechdochic metaphor


این استعاره ای است که در آن بخش کوچکی از چیزی برگزیده می شود تا همه ی آن را نشان بدهد تا اجزای معینی از آن کل را پررنگ کند . مثلن :


"a pair of ragged claws"


" یک جفت پنجه ی اره مانند "


نشاندهنده ی یک خرچنگ در شعر Love Song of J. Alfred Prufock تی. اس. الیوت است که خرچنگ را که ویژگی های تیزی و درندگی را که به پنجه ها ربط دارد این گونه شرح می دهد .


دیگر گونه های استعاره هم شناسایی شده اند ، اگر چه که این نامگذاری ها به گونه ی جهانی پذیرفته نشده اند :


1 ) استعاره ی پویا


Active metaphor


استعاره ای است که در تقابل با یک استعاره ی بی جان می باشد ، این نوع استعاره بخشی از زبان روزانه نیست و به عنوان یک استعاره ، شایان توجه است . مثلن :


"You are my sun."


2 ) استعاره ی مطلق (غیر قیاسی)


Absolute or Paralogical metaphor


این نوع استعاره که گاه ، « ضد استعاره » (antimetaphor) نامیده می شود ؛ استعاره ای است که نکته ی قابل تشخیصی از مشابهت بین ایده و ایماژ وجود ندارد . مثلن :


"The couch is the autobahn of the living room."


"کاناپه اتوبان اتاق نشیمن است ."


3 ) استعاره ی تجربی (آموزشی)


Experiential or Learning metaphor


تجربه ای است که به شخص امکان می دهد درباره ی تجاربی بیش از آن تجربه بیاموزد . مثلن :


صعود از کلیمانجارو به عنوان استعاره ای برای زندگی در کنکاشه های ماجراهای Eric Edmeades استفاده می شود .


4 ) استعاره ی پیچیده


Complex metaphor


استعاره ای است که یک هویت را بر دیگری سوار می کند . مثلن :


"That throws some light on the question."


" که نوری بر پرسش می تاباند ."


نور تاباندن ، استعاره است و واقعن نوری وجود ندارد .


5 ) استعاره ی ترکیبی (آزاد)


Compound or Loose metaphor


استعاره ی است که ذهن را با چندین نقطه ی مشابهت درگیر می کند . مثلن :


"He has the wild stag's foot."


"پاهای یک گوزن نر وحشی را دارد "


این عبارت نشاندهنده ی زیبایی و چالاکی علاوه بر بی باکی است .


6 ) استعاره ی تلویحی (ضمنی)


implicit metaphor


در این استعاره نهاد مشخص نمی شود اما به طور تلویحی حضور دارد . مثلن :


"Shut your trap!"


" دام ات را جمع کن ! "


دهان شنونده در این جا ، نهاد نامشخص است .


7 ) استعاره ی پنهان


Submerged metaphor


گزاره در این نوع استعاره تلویحی است یا این که با یک جنبه شناسایی می شود . مثلن :


"my winged thought".


" اندیشه های بالدار من "


در این جا شنونده باید ایماژ پرنده را جانشین کند .


8 ) استعاره ی ساده (موجز)


Simple or tight metaphor


استعاره ای است که در آن مشابهت وجود دارد اما یک نکته بین نهاد و بیانگر هست . مثلن :


"Cool it".


" سردش کن ! "


در این مثال ، بیانگر " cool " دما است و نه چیز دیگر ، پس نهاد "it" تنها می تواند با یک ویژگی بر بیانگر بنا شود .


9 ) استعاره ی اساسی


Root metaphor


جهان بینی بنیادی است که درک افراد را از یک موقعیت شکل می بخشد . مثالی در این مورد می تواند درک تندرستی به عنوان فرآیندی مکانیکی باشد یا زندگی را یک بیان طبیعی از شکلی « آرمانی » دیدن ( مثلن میوه ی بلوط که به درخت بلوط رشد می کند . ) .


استعاره ی اساسی شکل متفاوتی از انواع پیشین استعاره است که در آن لزومن ابزاری صریح زبان موجود نیست اما پنداشتی بنیادی و غالبن ناخودآگاه است .


مذهب منبعی معمول از استعاره های اساسی است ، زیرا که زندگی ، ازدواج ، مرگ و دیگر تجربه های جهانی زندگی می تواند دربردارنده ی مفاهیم دیگرگونی برای مردمان متفاوت باشد بر اساس درجه ی مذهب یا نوع آن و یا از جهات دیگر .


برای نمونه برخی مذهبیون زندگی را به گونه ی یک تیر که رو به جلو به نقطه ی پایانی در آینده نشانه شده است می نگرند . دیگران آن را به صورت چرخه ی مکرر بی پایانی می بینند . فیلسوف استفان پِپِر Stephen Pepper در کتاب فرضیه ی جهان اش این ترکیب ( منظور استعاره ی اساسی است . پیپ قرمز ) را ساخت و تئوری چهار استعاره ی اساسی اصلی را پیشنهاد نمود :


شکل گرایی (formism)


مکانیسم (mechanism)


ارگانیسیسم (organicism)


بافتارگرایی (contextualism)


10 ) استعاره ی مفهومی


Conceptual metaphor


تداعی بنیادی است که هم در زبان و هم در اندیشه ، ساختار یافته است . مثلن در شعرِ "Do Not Go Gentle into That Good Night" دیلن تامس Dylan Thomas ، استعاره ی مفهومی ِ " زندگی ، یک روز است " به طور مکرر بیان شده است و در تمام شعر گسترش یافته است .


همین استعاره ی اساسی کلید حل چیستان مجسمه ی ابوالهول است :


"What goes on four legs in the morning, two legs at midday, and three in evening? - A man."


" آن چه که در بامداد با چهار پا راه می رود ، با دو پا در نیمروز ، و با سه پا در شامگاه ؟


پاسخ : انسان "


شبیه استعاره های اساسی ، استعاره های مفهومی تنها با کلمه بیان نمی شوند بلکه شیوه های دیرینی از اندیشه ی بنیادی نیز هستند که شالوده ی بسیاری بیان های استعاری مربوطه اند .


چون هر دوی این استعاره ها بیش تر اساس عبارت های استعاری اند تا سطح آن ها ، به آسانی با هم اشتباه گرفته می شوند . مثلن در امریکا ، هم محافظه کارها و هم لیبرال ها از استعاره های Family گر چه به روش های متفاوت برای سیاست ملی استفاده می کنند . هر دو گونه ی کاربرد به طور بنیادی به استعاره های ریشه ای « اُرگانیک » در نامگذاری پِپِر تفکیک می شوند ، در حالی که لاکوف بین چندگونگی استعاره ی ""A Nation Is A Family" " تمایز قایل می شود .


11 ) استعاره ی به-زوال


Dying metaphor


عبارتی تحقیر آمیز است که جورج اُروِل George Orwell در مقاله ی سیاست و زبان انگلیسی اش وضع کرد . اُروِل ، استعاره ی به-زوال را به صورت استعاره ای که نمرده است ( استعاره های بی جان dead metaphors فرق دارند و مانند کلمه های معمولی اند ) ، اما فرسوده و ازکارافتاده است ، تعریف می کند و می گوید که استعاره های به-زوال به این دلیل نگه داشته می شود که مردم را از ساختن یک عبارت نو برای خودشان به دردسر نمی اندازد .


به طور خلاصه ، مثالی کلیشه ای این است : " پاشنه ی آشیل " . اُروِل بیان می کند که نویسنده گان آثارشان را موشکافانه برای یافتن چنین شکل های به-زوال که به طور معمول قبلن در نشر ندیده اند موشکافی می کنند و و آن ها را با الگوهای زبانی متفاوتی عوض می کنند .


یکشنبه 03 می, 2009 4:09 pm
مشخصات شخصی
مشاهده پست های قبلی:  نمایش بر اساس  
پاسخ به موضوع   [ 2 پست ] 

افراد آنلاین

کاربر حاضر در این تالار : - و 1 مهمان


شما نمی توانید در این تالار موضوع جدید باز کنید
شما نمی توانید در این تالار به موضوع ها پاسخ دهید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را ویرایش کنید
شما نمی توانید در این تالار پست های خود را حذف کنید
شما نمی توانید در این تالار ضمیمه ارسال کنید

جستجو برای:
پرش به:  
cron
استفاده و نقل از مباحث سایت، فقط با ذکر منبع و لینک سایت میکرورایانه مجاز است.
Copyright © 2006 - 2010 MicroRayaneh - Powered by phpBB © phpBB Group
Valid CSS2 Valid XHTML 1.0
طراحی سایت : میکرو رایانه